مي داني دلتنگتم اما باز امشب نيامدي نيامدي تا دوباره دست هايت به دست بگيرم و بفشارم ندينت هم چهره ات از يادم نمي برد تا كه شايد فراموشي و خاطره جايش را بگيردند كاش توان ديدن شاخه هاي شكسته ات داشتم كاش مي دانستم چه كسي شاخه هاي گل سرخت را شكست كاش يودي گفتم ديگر بروم گوشه اي دنج پيدا كنم تا تو بيايي خواستم از خودم عصبانيت كنم تا بيايي اما ... خود رو شوق ديدار تو دادم اما دريغ از يافتنت اين روز ها هر كسي براي .... اما امسال من كسي را نداشتم كه به او بگويم دوستت دارم باز اين پسرك ساده يوانه مي شود ديوانه دلتنگي و عشق مادر اين روزا آسمان از هم دلش گرفته خدا را مي خواند تو به او بگو خدا همين نزديكي است او حرفم را باور نمي كند سال هاست مي گويم خدا همين نزديكي است خودم هم ديگر دارد باورم مي شود كه خدا اين نزديكي ها نيست امشب خدا را صدا زدم و گفتم نظري به آسمان هم بيانداز من بد عيبي ندارد آسمان را تنها نگذار تاب ديدن غم او را ندارم مي داني كه ... ساعت از ساعت انتظار گذشته باز هم به روياي خيسم قدم نگذاشتي و امشب هم باز بايد بدون شوق ديدارت به خواب بروم گمان كنم تو هم مرا فراموش كرده اي كاش مي آمدي تا در آغوشت يك دل سير مي گريستم حرف ها مي ماند چون بغضم نمي شكند تا دوباره آرام گيرم مي بومست مي بوميت چون هنوز مملو از حس زيبايي ام تو هديه كردي دوستت دارم 
+
جمعه 1387/04/07 توسط امیر متین
|
مادرم آهسته رو تو كه مي داني در سکوت نیمه شب تنهاترم آري ماه بي نور می تابد درون بسترم امشب دوباره ثانیه ها ساز دیگر می زنند سایه ها هم رنگ دیگر می شوند ابر مي گريد روي بام خانه ام باز هم من با این جهان بیگانه ام شاخه های بید در هم رفته اند نسترن ها هم شکل دیگر گشته اند هر کسی با درد خود در خلوت است خواب یا بیدار چشمانی تراست آینه تاریک و تنها می شود آسمان در فکر فردا می شود حرف ها را خواب با خود برد یک ستاره چشمکش را می زند ماهی قرمز درون حوض شب خواب دریا دیده اما بی سبب ! شاپرک در خواب گل ها می رود یک نفر از خواب راحت می پرد پیچک همسایه زیبا می شود نرد بان خانه تنها می شود رد پایی می خزد در کوچه ای ماه می آید کنار خوشه ای من چه خوشبختم !چه خوشبختم! کنون شاهد این جلو ه های گو نگون آری ! آری! نیمه شب تنهاترم ماه بي مهر می تابد به چشمان ترم
+
شنبه 1387/03/18 توسط امیر متین
|